Press "Enter" to skip to content

نظر ایرج جنتی عطایی درباره کپی‌رایت آثار او

0

از نظر ایرج جنتی‌عطایی آثاری که در ایران به وجود می‌آید اگر شامل قانون کپی‌رایت بین‌المللی بشود، همان‌طور که رگه‌هایش در پیش از انقلاب به وجود آمد و سر و صدایی شد و چهره‌های درخشانی مثل زنده‌یاد احمدشاملو یا دکتر اسماعیل خویی مخالف بودند که در ایران کپی‌رایت رعایت بشود، یکی از دلایل آن این بود که چون آثار ایرانی در حدی از توجه بین‌المللی نمی‌تواند قرار بگیرد و به جایش سیل آثاری که در زمینه رمان، سینما، شعر، ترانه و مانند آن از غرب می‌آید آن قدر زیاد است که می‌تواند ایران را دچار ورشکستگی کند. به همین دلیل ایران جزء قانون کپی‌رایت قرار نگرفت.

ایرج جنتی‌عطایی به روایت خودش

ایرج جنتی‌عطایی می‌گوید که این هنرمندان می‌گفتند که این به سود ماست که نشود و از منظری هم قانع‌کننده بوده است. اما بعد از انقلاب و هجوم کارورزان هنری به ویزه ترانه به خارج از زادگاه ما را به این مساله که در جهان قانونی وجود دارد که مثل هر قانون متمدن می‌خواهد از حق به وجود آورنده آثار هنری دفاع بکند، یعنی این یک حرفه‌ای باشد که ثمل هر حرفه‌ دیگری به سندیکا رسیدن و دفاع از حقوق معنوی و مادی آفرینندگان هنری داشته باشد.

او معتقد است که ما تکه‌پاره‌ای از یک جامعه هم‌میهنان سابقیم که مجبوریم قوانین مختلفی را در کشورهای مختلف رعایت کنیم و بپذیریم حتی اگر با فرهنگ ما منافات داشته باشد، قبول نداشته باشیم یا اگر نشناسیم چنین قانونی وجود دارد. ما را تبرئه نمی‌کند اگر بر ضد آن انجام دهیم. ما در خارج از زادبوم نمی‌توانیم چشم داشته باشیم که آثار هنری ما که به زادگاه ما بر می‌گردد با اجازه ما باشد و کپی‌رایت به آن تعلق بگیرد. چرا که آثار ما اجازه انتشار در زادبوم ندارند و آثار ما زیرزمینی است.

او باور دارد که یکی از ابتدایی‌ترین عوامل رعایت کپی‌رایت پرداخت است و ما طبق قانون تا الان نمی‌توانیم با زادگاه خودمان ارتباط بانکی داشته باشیم. اگر هم کسی قرار باشد کمک مالی بکند یا حقوق مولف و مصنف را پرداخت کند یا حتی برای فرزندانش پول بفرستد دچار مشکل بانکی ارسال پول است وای به حال این که بخواهند قانونی که وجود ندارد را رعایت کنند.

ایرج جنتی‌عطایی می‌گوید اگر در پایان سال که یک آفرینشگر هنری از جهان می‌رود، در این‌جای جهان، خارج از زادبوم تا ۷۰ سال به بازماندگانش پرداخت می‌شود.

این ترانه‌سرا و هنرمند آثار نمایشی، می‌گوید که فکر می‌کنم شاعر و آهنگساز در تولید ترانه تبدیل شده به کارگران تولید ترانه که در کنار سرمایه‌دار، سودبران این کار مجبور شده به فعالیت ادامه بدهد. کارگران جهان هم از زحمتشان طبقه‌ای دیگر بهره می‌برد و به کارگران دستمزد می‌دهد. شاعران و ترانه‌سرایان هم تبدیل شده‌اند به گروهی که دستمزدی به آن‌ها پرداخت می‌شود و بقیه حقوقشان را بدون رعایت قانون که کپی‌رایت است کسان دیگری می‌برند. ایرج جنتی می‌گوید که این ایرادها از شیوه گره‌خوردن چند تخصص در ایران بوده است. چون در ایران همین طور بوده که کارها تولید می‌شده. من که ۳۱ یا ۳۲ سال بوده که به این سنگلاخ پرتاب شده‌ام پیش از آن یک نوشته‌ای بود که می‌نوشتم که من با این نوشته اجازه می‌دهم از ترانه من با آهنگ بابک بیات یا واروژان یا فرید زولاند با صدای فلان خواننده در صفحه استفاده بشود. الان اما می‌گویم که ما یاد گرفته بودیم و خوانندگان هم این طور یاد گرفته بودند که یک پولی می‌دهند و صاحب اثر می‌شوند. حتی آثار هنری را به اسم خودشان و حتی اگر خواننده دیگری هم اثری که متعلق به شاعر یا آهنگسازی است منتشر بکند آن‌ها اعتراض می‌کنند.

او می‌گوید ما مثلا به کمپانی اجازه می‌دادیم که آن ترانه اردلان سرفراز را با صدای شماعی‌زاده حق دارد منتشر کند. شما تقریبا طبق هیچ‌ قانونی نمی‌توانید فرزندتان را بفروشید. هر قراردادی در کنار هر وکیلی که امضا کنید غیرقانونی است. طبق قانون کپی‌رایت سازنده اثر تا ۷۰ سال پس از مرگش هم صاحب اثر است. این کار مثل رهن دادن است.

جنتی‌عطایی می‌گوید که رادیو و تلویزیون‌های ایرانی زیادی در خارج از ایران هستند که یا از قانون کپی‌رایت بی‌اطلاعند یا می‌دانند که قانونی وجود ندارد یا می‌دانند که ما قانون را نمی‌شناسیم یا سرمایه‌ای نداریم که وکلای مجربی استخدام کنیم. او می‌گوید چند سال است که فرید زولاند، او و حسن شماعی‌زاده وکیل گرفته‌اند که به شکل سندیکایی از حقوق خود دفاع کنند اما تاکید می‌کند که هم از نظر سن و هم از نظر کار دیگر جذابیتی برای آن‌ها ندارد. این کار را برای فرزندان آینده ترانه فارسی در خارج از زادبوم نگرانم.

جنتی عطایی می‌گوید که معضل من، خواننده نیست. معضل من تمام سازمان‌هایی است که این آثار را پخش می‌کنند بدون رعایت کپی‌رایت. خواننده هم یکی از آن‌هاست. در جوامع غربی که کپی‌رایت است چون درآمد شاعر و آهنگساز و خواننده از کپی‌رایت در حدی هست که نگران کنسرت نباشد، برای آن‌ها کنسرت تبلیغ سی‌دی و آلبوم است اما برای ایرانیان خارج از زادبوم برعکس است.

او می‌گوید که در پایان عمر، مساله‌اش نامش نیست. آیندگان این کار هستند. نمی‌خواهد کار و ترانه‌اش بازخوانی شود تا نامی از او بماند. می‌خواهم قانونی وجود داشته باشد و رعایت بشود برای آیندگان این کار. بازخوانی هم چون بیشترینه هواداران خواننده‌ها هم فکر می‌کنند که صاحب اثر خواننده است، آن‌هایی که دیوانه‌وار عاشق خواننده هستند متوجه نیستند که یک اثر دو بخش دارد یکی آفرینشگر و یکی مجری. همان قدر که نوازنده در ترانه اثر دارد جزء مجری‌ها قرار می‌گیرد و آهنگساز جزء آفرینشگران و هردو هم هنرمندند. وقتی اثری بازخوانی می‌شود بدون اطلاع و بدون پرداخت خواهد بود. فرقی هم نمی‌کند داخل ایران باشد یا خارج از آن.

او در پاسخ به این‌که با همه این مشکلات که ذکر شد، مثل انتقال پول، ایرادی به خواننده داخل ایران وارد است می‌گوید که من ایراد نمی‌گیرم اما این پرنسیپ را باید بگویم و رعایت کنم که اگر در ایران می‌خواهید کاری را بخوانید بخوانید اما مطلقا به ممیزی مراجعه نکنید. اگر اثری به ایران برود و به ممیزی مراجعه شود به رسمیت شناختن ممیزی است.

جنتی‌عظایی درباره بازخوانی اثر می‌گوید که این به این معنی نیست که کدام بهتر می‌خواند. مسابقه و مقایسه نیست. مگر اثر شکسپیر را چند کارگردان اجرا می‌کنند؟ مگر صحبت این است که اگر یک جا اجرا شد تمام شد و رفت؟ ترانه‌های بیتل‌ها همچنین. او می‌گوید جان لنون جزء‌خواننده‌هایی است که در آفرینشگری آن هم نقش داشته و مال خودش است. بحث بر سر این است که بخشی آفرینشگر است و بخشی اجرا. همه هنرمندند اما وقتی درباره کپی‌رایت حرف می‌زنیم درباره «حق» مولف سخن می‌گوییم. بازخوانی هم همین است. یک خواننده‌ای از یک کاری خوشش می‌آید یا به نفعش است یا هرچه می‌خواهد آن را بخواند. این اثر صاحب دارد. می‌رود «اجازه» می‌گیرد. ما نگرانی‌مان این نیست. نگرانی‌مان این است که قانونی وجود داشته باشد که در آینده برای آن‌ها که می‌آیند بتواند کار کند.

این ترانه‌سرای نوین ایران می‌گوید تا وقتی برای ترانه باید اجازه بگیریم آدمی مثل من نمی‌تواند دوست داشته باشد که آثارش در ایران به فروش برسد. برای این‌که آن درآمد یا به دست قاچاقچیان می‌رسد یا پولی است که علاقمندان به ترانه پرداخت می‌کنند و آن وسط ناپدید می‌شود.

او می‌گوید مورد دیگری نداریم و فکر کنید من می‌گفتم کپی‌رایت را پرداخت بکنند. کی و به کجا پرداخت کند و بر اساس چه قوانینی؟ اصلا بخواهند خصوصی پرداخت بکنند. یکی یک آقایی یک خانمی یک جوانی یک سالمندی بگوید که من آثار فلان کس را می‌خواهم بخرم. می‌خرد و حالا به کجا پول را پرداخت کند؟ معلوم نیست که چه باید بکند!

جنتی‌عطایی می‌گوید که از استفاده از ترانه‌هایش استقبال می‌کند. ترانه مال مردم است و ترانه‌ای از نسلی به نسل دیگر برود که از حنجره‌ای به حنچره‌ای دیگر. ما درباره کپی‌رایت داریم صحبت می‌کنیم و من درباره کپی‌رایت در خارج از ایران برای کارورزان ترانه صحبت می‌کنم که آیندگان ما هم‌سرنوشت و هم‌داستان نسل من نشوند. مثل هر آهنگساز و ترانه‌سرای متمدن در هر جامعه دیگری.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *