Press "Enter" to skip to content

جوانه | ترانه ایرج جنتی‌عطایی | خوانده شده با صدای شاعر

0

شعر من از عذابِ تو
گزند تازیانه شد
ضجه‌ی مغرور تنم
ترنم ترانه شد

حماسه زوال من
در شبِ تلخِ گم‌شدن
ضیافتِ خوابِ تو را
قصه عاشقانه شد

برای رِندِ در‌به‌در
این منِ عاشقِ سفر
وای که بی‌کرانیِ حصارِ تو
کرانه شد

وای‌ که در عزای عشق
کشته‌شد آشنای عشق
وای که نعره‌های عشق
زمزمه شبانه شد

ای تکیه‌گاهِ تو، تنم
سنگرِ قلبِ تو، منم
وای‌که نیزه‌ی تو را
سینه‌ی من، نشانه شد
درختِ پیرِ تنِ من
دوباره سبز می‌شود
که زخمِ هر شکستِ من
حضورِ یک جوانه شد

وای، وای که در حضورِ شب
در بزم سوت و کورِ شب
شب‌کورِ وحشتِ تو را
قلب من آشیانه شد

وای‌، که آب‌روی تو
مردِ انالحق‌گوی تو
بر آستانِ کوی تو
جان داد و جاودانه شد

من، همه زاریِ منم
زخمیِ زخمه‌ی تنم
برای های‌هایِ من
هه، زخمه‌ی تو بهانه شد

درختِ پیرِ تن من
دوباره سبک می‌شود
هرچه تبر زدی مرا، زخم نشد جوانه شد

شعر من از عذابِ تو
گزند تازیانه شد
ضجه‌ی مغرور تنم
ترنم ترانه شد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *