Press "Enter" to skip to content

جشن دلتنگی | ترانه ایرج جنتی‌عطایی | خوانده شده با صدای داریوش

0

ترانه شب آغاز هجرت تو یا جشن دلتنگی را ایرج جنتی‌عطایی سروده است.

شب آغاز هجرت تو
شبِ در خود شکستنم بود
شبِ بی‌رحمِ رفتن تو
شب از پا نشستن‌م بود

شب‌ِ بی‌تو
شبِ بی‌من
شبِ دل‌مرده‌های تنها بود
شبِ رفتن
شبِ مردن
شبِ دل‌کندن من از ما بود
واسه جشن دلتنگی ما
گل گریه سبد سبد بود
با طلوع عشق من و تو
هم زمین هم ستاره بد بود
از هجرت تو شکنجه دیدم
کوچِ تو اوج ریاضت‌م بود
چه مومنانه، از خود گذشتن
کوچِ من از من نهایت‌م بود
به دادم برس، به دادم برس
تو ای ناجی تبار من،
به دادم برس، به دادم برس
تو ای قلب سوگوارِ من
سهم من جز شکستن من،
تو هجوم شبِ زمین نیست
با پر و پال خاکیِ من
شوق پرواز آخرین نیست
بی‌تو باید دوباره گم‌شد
تو غبار تباهی
سنگرِ وحشت من از من
از همه زخمِ دیر من کو
واسه پیدا شدن تو آینه
جاده سبزِِ گم‌شدن کو
بی‌تو باید دوباره گم‌شد
تو غبار تباهی
با من نیازِ خاک زمین بود
تو پل به فتح ستاره بستی
اگر شکستم، از خود شکستم
اگر شکستی، از خود شکستی
به دادم برس
به دادم برس
تو ای ناجی تبار من
به دادم برس
به دادم برس
تو ای قلب سوگ‌وارِ من
شبِ بی‌تو
شبِ بی‌من
شبِ دل‌مرده‌های تنها بود
شبِ رفتن
شبِ مردن
شبِ دل‌کندن من از ما بود.
شبِ بی‌تو
شبِ بی‌من
شبِ مردن
شبِ دل‌کندن من از ما بود

همین ترانه را با صدای شاعر، ایرج جنتی‌عطایی این‌جا بشنوید:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *