Press "Enter" to skip to content

گفتگوی اندیشه پویا و فاطمه صادقی: آن‌چه بود، آن‌چه نبود

1

نیما افشارنادری: طی روزهای گذشته، تصویری از یک پژوهشگر علوم سیاسی و فعال حقوق زنان، که عضو تحریریه فصلنامه گفتگو است، موافق جنبش فمینیستی در ایران و یک مخالف حجاب اجباری است، پیش از این در دانشگاه تهران و دانشگاه آزاد کرج تدریس کرده و از اساتید موسسه اندیشهای «رخداد تازه»‌است، روی جلد یک مجله سیاسیفرهنگی، یعنی اندیشه پویا نشسته و جنجال مطبوعاتی تازهای را رقم زده است.

خلاصه ماجرای فاطمه صادقی

علت جنجال البته چیز دیگریست. فاطمه صادقی اما جدای همه اینها، فرزند محمد صادق صادقی گیوی معروف به صادق خلخالی بوده است که در اوایل انقلاب اسلامی، مدتی حاکم شرع دادگاههای انقلاب، و سپس برای سه دوره نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی و سپس نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری بوده است و پس از مدتی انزوا، در ۷۸ سالگی و بر اثر بیماری قلبی در خانه درگذشته و در محلی مذهبی در قم، «آرامگاه حضرت معصومه» به خاک سپرده شده است.

موضوع این روحانی حاکم شرعِ «قاطع» که از نمادهای سالیان ابتدایی جمهوری اسلامی ایران است، حالا با موضوع «ژن مرغوب» که توسط آقازاده محمدرضا عارف، نماینده اول اصلاحطلب مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، و موضوع سخنرانی تداکس تهران توسط لیلیگلستان که او هم متهم به حمایت از  وجهه فرهنگی آقازادگی ابراهیم گلستان نویسنده و کارگردان مشهور ایرانی است دچار همزمانی شده و مورد عجیبتر فاطمه صادقی را موجب شده است.

دستپختِ تازه مجله اندیشه پویا

اندیشه پویا، ماهنامهای فرهنگی سیاسی که به سردبیری رضا خجسته رحیمی و با حمایت ضمنی مهدی فیروزان، یکی از مدیران برند شهرکتاب و فیدیبو منتشر میشود، با نشاندن تصویر بزرگ فاطمه صادقی، فرزند صادق خلخالی، روی جلد در جلب مخاطب بسیار موفق عمل کرده است. این نشریه با رنگ سفید تیتر زده:‌ «پدرم خلخالی، آن‌چه بود، آن‌چه نبود» و زیر آن با رنگ زرد نوشته است: «گفتگویی با فاطمه صادقی، که می‌گوید:‌ نمی‌خواهم وکیل پدرم باشم.»

رفتار اندیشه‌پویا با مجله مهرنامه، که اکنون توسط افراد منشعب‌شده توسط گروه مشابهی در سال‌های پیش، منتشر می‌شود معمولا جنجالی‌تر از رقیب درون جبهه‌ فرهنگی‌اش بوده است. چه آن‌که به نیروهای چپ سنتی در ایران تاخته است یا مواردی دیگر مانند نقل‌قول‌های جنجالی از داریوش آشوری، زبان‌شناس، مترجم و نویسنده ایرانی درباره دیگران. حال با تماشای این تیتر، می‌توان انتظار داشت مصاحبه‌ای جنجالی، چالشی و نقادانه نسبت به کارنامه یک «آقازاده» خواهیم خواند. با پرداخت ۱۴ هزار تومان برای مطالعه مجله اما داستان تازه‌ای رقم می‌خورد: ۵ صفحه گفتگو با فاطمه صادقی که یک صفحه آن را تقریبا طرح پرتره‌ای از او گرفته و در نهایت، بیش از آن‌که سخنانی از فاطمه صادقی را بخوانیم، با انگاره‌هایی توسط گفتگوکننده، مریم شبانی، روبرو هستیم. انگاره‌هایی درست و یا غیرقابل بررسی مثل وسواسی بودن او درباره زمان، زمان‌سنجی، خشمی که از اجتماع دارد یا ندارد، و حداکثر می‌رسیم به روابط داخلی پدر دختری او با پدرش که چیز عجیبی نیست و می‌توان انتظارش را از هر کسی داشت و وقتی بحث به موضوعات چالش‌برانگیز می‌رسد پاسخ این است که تحقیق نکرده و نمی‌داند.

گفتگویی که با طعم پای سیبی که مصاحبه‌شونده سفارش داده و دمنوش‌هایش بیشتر از هرچیزی به تبلیغ کافه نزدیک در خیابان کریمخان می‌ماند تا گفتگویی روزنامه‌نگارانه که می‌خواهد بر زوایایی از تاریخ یا شخصیت دختر این شخصیت تاریخی نور بتابد.

به نظر می‌رسد که کلیدواژه‌هایی که در گفتگو استفاده شده، و آن‌هایی که به عنوان نقل قول در متن پررنگ شده‌اند هم بیش از آن‌که به تاریخ کاری داشته باشند، متاثر از فضای روزمره رسانه‌ای ایران هستند. از ۳ بخش پررنگ شده مطلب، یکی درباره «ژن»‌ است که موضوع مطرح شده در گفتگوی «حمیدرضا عارف» بوده است. دیگری به انتقاد از مقاله م.قائد نویسنده و محقق ایرانی اختصاص دارد که می‌توان آن را پذیرفت که موضوع مهمی در گفتگو است، چرا که دلخوری دختر صادق خلخالی را نشان می‌دهد از کسی که به پدرش «دزد» خطاب کرده، اما موضوع «عدم پیگیری» این ماجرا، سوژه‌ای است که توسط گفتگوکننده رها شده، و در بخش دیگری هم از گفتگو، تاکید روی کلمه «غر زدن»‌است، عبارتی مشابه آن‌که لیلی گلستان این روزها در تداکس گفته است و توصیه کرده غر نزنید، حالا فاطمه صادقی هم می‌گوید: «آدم احساس می‌کند بعضی نقدکردن‌ها دیگر شکل غر زدن گرفته. گفتم برخی منتقدان غیراصول‌گرای دولت روحانی یک سال است که فقط غر می‌زنند بدون این که راهکاری ارائه بدهند.»

آیا همه این مسائل، فقط یک بازی سانتی‌مانتال نیست تا به نیت روشنگری، با کلیدواژه‌های روزمره، به بهانه یک موضوع تاریخی بازی شود و اندیشه پویا، دوباره سر زبان‌ها بیفتد؟ اگر این طور بوده، رضا خجسته رحیمی، مریم شبانی و رفقا کاملا موفق بوده‌اند.

  1. اندیشه پویا اندیشه پویا

    سلام دوست عزیز
    ممنون از توجهی که به اندیشه پویا – مثبت یا منفی- داشته‌اید. بخش یک فنجان اسپرسو در مجله، نه یک گفتگو یا میزگرد، بلکه یک فنجان اسپرسو است. با سابقه چهل شماره، از بخش‌های خواندنی مجله، و چارچوبش هم همواره به همین سیاق بوده است؛ روایتی داستانی از یک دیدار. اما این ایمیل را نه برای انتشار عمومی، بلکه خدمت شما زدم، برای تذکر درباره نکته‌ای که خواهشمندم در گزارش‌تان اگر صلاح می‌دانید اصلاح و اعمال کنید:
    آقای مهدی فیروزان که دوست عزیز ما هستند و به ایشان ارادت داریم، حامی مالی یا اسپانسر این نشریه نیستند، و نشریه مستقل از ایشان منتشر می‌شود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *