Press "Enter" to skip to content

حریمِ فروغ | یک ماجرای ادبی؟

0

فرزانه میلانی، که پیشازاین روی آثار شاعران زن ایرانی تحقیق کرده قصد دارد زندگینامهای از فروغ فرخزاد را طی ماههای آینده در خارج از کشور منتشر کند. او تاکنون درباره این کتاب هنوز منتشرنشده، در دانشکده سواس لندن هم سخنرانی کرده است. در تازهترین اقدام تبلیغاتی این کتاب، یکی از نامههای منتشرنشده فروغ که بهزودی در این کتاب منتشر میشود، به دست رضا شکراللهی، نویسنده وبلاگ ادبی هنری خوابگرد افتاد تا این سایت، اولین منتشرکننده آن باشد. اما این نامه چه داشت که سروصدا به پا کرد؟

فروغ فرخزاد، شاعر زن ایرانی در این نامه، از عشقی بیپایان و خاموش نشدنی میگوید. تا اینجای کار، آنهایی که میدانند فروغ، از رابطه زناشویی با پرویز شاپور، کاریکلماتوری است ایرانی فرار کرده است، تعجبی نمیکنند. اما وقتی مخاطب نامه، مرد سرشناس سینمای دوران پهلوی است که همه از تأهل او هم خبردارند، سرزنشها شروع میشود.

فضای شبکههای اجتماعی، سایتهای اینترنتی و گفتگوهای روزمره میان علاقهمندان، همهمهای فراهم میآورد که درباره اخلاقی بودن یا نبودن نامه، و بیش از آن،انتشار این نامهها قضاوتهای شخصی صورت میگیرد. موضوع دیگر، نفس انتشار آن در این زمان، و با قرار دادن آنها از سوی ابراهیم گلستان است. درواقع معشوق ماجرا، برای اثبات قدرت عاطفی خود، دست به دامان نامههایی میشود که دههها از نوشته شدن آنها گذشته است. این موضوع خود مایه سرزنش مخالفان انتشار این نامه است. نامهای که انتشار آن «کنجکاوی بیمارگونه در زندگی و حریم خصوصی فروغ» میخوانند. نویسنده این کتاب گفته است «میخواهم بدانم چه دردی آن دختر جوان را بهسوی مرگ.. هدایت میکردرابطه دخترانه فروغ با مرد متأهل سن بالا، صدای خواهر فروغ را هم درآورد. پوران فرخزاد، در مصاحبهای دراینباره گفت فرزانه میلانی، «فرد محترمی» است اما انگیزه کاسبکارانه دارد. و پرسید:”وقتی قصد انجام چنین عملی داریم، باید از خودمان بپرسیم آیا قشنگ است و دوست داریم در آینده زندگی خصوصی و اسرار زندگیمان را اینگونه و آنهم بدون رضایت خانوادهمان منتشر کنند؟ به نظرم کنار زدن پردهها زیبا نیست.”

فروغ فرخزاد، که گفته میشود از افسردگی شدید رنج میبرده، به گفته فرزانه میلانی، در بیمارستان روانی بستریشده بود و بدون بیهوشی با شوک الکتریکی تحت درمان قرار گرفت. عدهای «بیقراری و ناآرامی و سرکشی غریب

موافقان انتشار این نامه اما دو طرف ماجرا (فروغگلستان) را افرادی مشهور میدانند که با افراد شخصی تفاوت دارند و حریم خصوصی در این میان بیمعناست. آنها، افرادی را که انتشار این نامهها را «زرد» و «عامهپسند» میدانند، سرزنش میکنند و میگویند که رابطه عاطفی دو چهره پرآوازه، درحالیکه نزدیک به نیمقرن از آن موضوع گذشته نمیتواند چندان خصوصی باقی بماند و نیاز به واکاوی شعرهای فروغ فرخزاد، ما را از بررسی چنین موضوعاتی ناگزیر میسازد.

موضوع دیگری که مطرحشده این است که این نامه چرا دست ابراهیم گلستان بوده است؟ روزنامه ابتکار، این موضوع را با ابراهیم گلستان در میان گذاشت. ابراهیم گلستان دراینباره گفته است که خواهر فروغ، گلورا، به خاطر مصون ماندن آنچه از فروغ به یادگار مانده بود از دست پدر کجخلق و بدرفتارش آنها را در اختیار وی قرار داده است. «… من نسخه نامهها را برای خودم نگه نداشتم. آنهایی که من داشتم خانم گلوریا فرخزاد از صندوق پدرش درآورده و داده به من و همینطور مانده بود تا اینکه خانم میلانی با گلوریا تماس گرفت و او هم گفت من هرچه بود برای حفاظت به گلستان سپردم. آنوقت هم که آن آقا (پدر فروغ) اثاثیه را برده مقداری از آنها را نبرده بود و بعد تابلو نقاشی و اثاثیه ومانده بود تا اینکه همسر مرحوم من به پسر فروغ تلفن میکند که بیا این اثاثیه را ببر که آن پدر نیاید بقیه را ببرد و تمام آن اثاثیه را به آن پسر داد و شنیدم آن پسر وضع مالی خیلی بدی دارد…»

سؤال دیگری که درباره این نامهها مطرح است این است که این نامه و احتمالاً بقیه نامهها که در کتاب منتشر خواهند شد، پاسخی ندارند. درواقع، ابراهیم گلستان، پاسخهای خود به نامهها را منتشر نکرده و درباره آنها هم سخنی نمیگوید. مگر میشود نامههایی به این حد عاشقانه، بیپاسخمانده باشد؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *