Press "Enter" to skip to content

آینده سلبریتی‌بازی در ایران ۹۶

0

نیما افشار نادری: سلبریتیها روزبهروز ضریب نفوذ خود را گسترش میدهندبخشی از فروش محصولات هنری، نمایشگاههای خیریه، سیاست و زندگی روزمره زیر سلطه سلبریتیها هستندآنها بهعنوان یک دیکته کننده، بهجای تفکر انتقادی، نقش پررنگی در القای سبک زندگی، سلیقه و مصرف دارند و علایق، تمایلات برندها، نوع خرید، منزلت و سلیقه را به مخاطبهوادار دیکته میکنندروی پدیدههای اجتماعی تأثیر تقویتی یا انکاری خواهند داشت و بر جابجایی پول در بازار هم نقش پررنگی بر عهده میگیرند.

سلبریتیها بهطورکلی همهجا در حال گسترش نقش خود هستندروزبهروز بر تعداد آنهایی که بر کرسیهای سیاسی یا مدیریتی مینشینند بیشتر میشودآنها علاوه بر شهرت، بهسوی مسئولیت رفتهاندنمایندگی مجلس، نمایندگی شوراها، و این در کشورهای زیادی سابقه داردنقش بینالمللی هم همینطورنقشی که سلبریتیهای هالیوود در حال حاضر بهعنوان سفیرهای مختلف تحت عناوین بشردوستانه بر عهده میگیرند هم یکی از آنها استسفیر خیریه در حال حاضر در ایران بهعنوان یک گرتهبرداری از این روش وجود دارد و برخی هم سفیر برندهای مختلفی شدهاند.

در ایران هم به تقلید از آن فضا، چنین اتفاقاتی در حال رخ دادن است. اگرچه سرعت آن هنوز نسبت به کشورهای غربی آهسته است. سلبریتیها به اینترنت آمدهاند و فعالیت زیادی در آن میکنند. نقش تازه آنها و آیندهای که میتوان برای این چهرهها متصور بود چیست؟ آنها در سال ۱۳۹۵ به کجا میروند؟

نقش اینترنت

جهانیشدن اینترنت و گسترش نفوذ آن، منجر به تقویت و شتابدهی به این پدیدهها شده استاینترنت جهانی غرق ستاره بازی

استبه هرکدام از آنها رسانهای میدهد تا خود را در آن محک بزنند و برای خودشان صفحهای داشته باشند، آنها را وارد تعامل با مخاطب و هوادارشان میکند و از این طریق شبکههای اجتماعی مشهور هم سلبریتیها را میشناسند و هم میزان نقش آنها را برآورد میکنند. سلبریتیهای زیادی احساس میکنند رسانهای آزاد، مستقل و جذاب دارند اما معمولاً از اینکه در حقیقت در حال در اختیار گذاشتن تمام مراوداتشان با هواداران برای این شبکهها هستند خبر ندارنداین شبکههای اجتماعی به چهرهها اجازه میدهند چهره تر شوند و گمنامها را هوادارتر از سابق میکندجهان تازه ساختهای شیفته محبوبیت و محبوب شدن میسازددوقطبی تازهای که در آن نه پیام، که کسی اهمیت دارد که پیام را میرسانداو هر چه مشهورتر باشد مقبولتر است و هر چه مقبولتر، او را برای طی کردن به سمت مقبولترین سوق میدهنددر این فضا یک فاصله و شکاف شکل میگیرد میان هر دو بخش که میتوان آن را «شکاف هواداری» نامید

در نظرسنجیهای صورت گرفته غربی، افراد بهطور نسبی از شناخت چهرههای تاریخی و سیاسی سرباز میزدند اما از آنسو چهرههایی مثل بازیگران، ورزشکاران و سینماگران را بهطور کامل میشناختند

سلبریتی بهطور عام، منجر به ستایش بهجای تفکر میشوداین ستایش صرفاً میتواند فروش به همراه داشته باشد یا مقبولیتعطری که یک ستاره میزند، فیلمی که یک ستاره دیگر تأیید کرده است یا خیریهای که یک چهره دیگر در آن شرکت میکندستارهها نور خود را از کجا میگیرند؟‌ تنها شهرتو اینجا شهرت برای شهرت شکل میگیرد.

براثر نقش جهانی فنّاوری در ارتباطات، سلبریتیها و افراد مشهور، مشغول کمک برای گردهمآوردن افراد مختلف در جهان حول یکدیگر هستنداین موضوع باعث میشود افرادی که دارای  شهرت هستند ازنظر درجه اعتبار بیشتر از افرادی باشد که گمنام هستند اما ممکن است بیانکننده همان سخنان یا سخنانی معتبرتر باشند

استنلی میگرم روانشناسی است که در سال ۱۹۶۱ یک خطای انسانی را برجسته کردخطایی که یکی از دلایل آن، منجر به تقویت سلبریتیها هم در دهههای بعدی شده استاو افرادی را تحت آزمایش شوک الکتریکی افزاینده قرارداداو از افراد خواست که ولتاژ برق را روی هم آزمایش کنندولتاژ دهندهها پس از آنکه وضعیت بهجای خطرناکی میرسید براثر پیامی که بهعنوان یک پیام ملاک به آنها داده میشد، بیشتر اوقات به افزایش ولتاژ اقدام میکردندامروزه برنامههای تلویزیونی تاک شو، حضور روی جلد مجلات عامهپسند، تعداد فالوور بالا در وب و صفحات فعال در شبکههای اجتماعی این نقش را تقویت میکنند و از سلبریتیها چهرههایی میسازند که میتواند در شرایطی جایگزین منطق، شودبه این شکل، شهرت جای صحت را میگیرد

امروزه با حضور وب، معنای سلبریتی دستخوش تغییرات استافزایش محبوبیت شوهای تلویزیونی «واقعنما»، و سایتهایی مثل یوتیوب (و در ایران آپاراتتوانسته فرصت شهرت را برای افراد مختلفی که ویژگی خاصی ازنظر رسانههای اصلی ندارند فراهم کنداین تشنگان شهرت، در حالی بهسرعت به مراحل بالای شهرت میرسند که چند ماه بعد ممکن است از آنها دیگر خبری نباشد

موج تمایل شدید به دیده شدن، که از طریق این برنامهها به آن دامن زده میشود باعث میشود در مواردی افراد به دنبال دیده شدن از طریق رفتارهای غیراخلاقی و ناهنجار بروندبرای مثال یک ستاره غربی از طریق خودانتشاری ویدئوی روابط خصوصیاش مشهور شود (مورد کیم کارداشیانیا برهنه شدن بهعنوان راهی برای لایک بیشتر و طبعاً فروش نام در بازار رسانهای صورت بگیردعطش مخاطب در سال گذشته برای تماشای عکسهای تا آن زمان نامتعارف چند بازیگر از ایران رفته را شاید بتوان از این نوع قلمداد کرد

از طرف دیگر، ستاره سازی از طریق برنامههای دابسمش در سال گذشته بخشی از روندی بود که به برخی از افراد اجازه  میداد در خانه بنشینند و روی صدایی آشنا لب بزنند و سپس از طریق صفحات اینستاگرامی با مخاطب چندصدهزار نفری چنان شهرتی به هم بزنند که دوباره مورد مصاحبه ویدئویی سایتهای آنلاین و یا گفتگوهای نشریات مکتوب قرار بگیرندعلاوه بر آن برنامههایی مثل خندوانه بهعنوان یک دوپینگ برای چنین پروسهای عمل میکننددوپینگی که با لباهنگ، اصطلاحی خودساخته بر اساس دابسمش و برنامه خارجی لیپ سینک بتل برای چنین روندی صورت گرفته و مسابقات دابسمش که یک بازیگر ایرانی (مهران غفوریاناز طریق اینترنت برگزار کرده بخشی از این اکوسیستم هستند.

چنین اتفاقاتی از طریق اکوسیستم داخلی وب فارسی قابل رخ دادن استآذر خرم، یک جوان مشهدی ایرانی است که ویدئوهایی بهنجار اما بر لب مرز محبوبیت میسازداو ۳۰ سال دارد و هر ویدئوی محبوب او بیش از ۱۰۰ هزار بار در اینترنت دیدهشده استگفته از رسانههای فیلترشده برای انتقال پیام خود استفاده نمیکندمعتقد است ۲۰ درصد از کارهای ویدئوییاش قابلیت پخش از صداوسیما رادارنداز فیسبوک و یوتیوب استفاده نمیکند و با همسرش فیلمهایش را میسازد و در آپارات منتشر میکند اما مخاطب چندصدهزارتایی او باعث شده این قابلیت را داشته باشد که با یک فراخوان، قصد آن کند که ویدئویی ترکیبی از طریق علاقهمندانش بسازد.  علاقهمندانی که حاضرند برای او ویدئو ضبط کنند و به مناسبت نوروز در اختیار او بگذارند.

آینده سلبریتیها در ایران

معضلی که در درباره آینده سلبریتیها میبایست موردتوجه قرار گیرد، نهایت این میل به شهرت و مرجعیت بر اساس آن استبسیاری از سلبریتیها در دنیای غرب در حال حاضر با مقولاتی مانند الکل و مواد مخدر درگیرندچنین چیزی در حال حاضر در کشور ما موضوعیت جدی نداشته اما در میان مقالات آکادمیک غربی موضوعی بهشدت موردبررسی استدر میان ستارگان موسیقی، بهویژه تأثیری که روی نوجوانان میگذارند اینیکی از سرفصلهای موردبررسی استدر این زمینه توصیهشده است که از همین سلبریتیها برای مقابله با چنین ناهنجاریهایی استفاده شوددر حقیقت نسخه تجویزشده، استفاده از پادزهری از طریق خود سلبریتیها استدر موردی مشابه در سال گذشته مشکلی در جامعه فارسیزبان آنلاین وجود دارد به نام حمله و پرخاش به صفحات سلبریتیها بهصورت گروهی و همچنین فحاشی که این سلبریتیها با آن درگیر بودهاندبرخی مانند رضا رشید پور یا هنرمندان سینما، سعی کردهاند از راه نصیحت پیش روند یا برخی دیگر عطای حضور در این فضا را به لقای آن بخشیدهانداین موضوع میتواند اولویت بررسی در سال جاری باشد اما آنچه لازم است راهکاری برای بررسی این موضوعات است. تحلیلهایی بر پایه آمار و بررسی که نخست ما را به مرحله شناخت برساند و سپس ارزیابی از وضعیت فعلی و وضعیت پس از تلاشها را برآورد کند. به این منظور میتوان از نوعی دادهکاوی استفاده کرد که ابزارهای آنلاین مختص به آنها برای آن وجود دارد.

سلبریتیهای «محبوبتر» ایرانی در سال جاری، با کاهش در افزایش مخاطب مواجه خواهند شد. از جمعیت ایران، بیش از ۴ میلیون نفر ستارهای مثل «بهنوش بختیاری» و «امیر تتلو» و بیش از ۳ میلیون نفر ستارههایی مثل «الناز شاکردوست» را دنبال میکنند. ستارههای تلویزیونی در این میان از ۱۷۰ تا ۳۰۰ هزار نفر (احسان علیخانی و رضا رشید پور) کارگردانانی مثل نرگس آبیار و مانی حقیقی رقمی زیر ۱۰۰ هزار هوادار دارند. خوانندگان مجازتر جز در مواردی مثل احسان خواجهامیری (با ۷۰۰ هزار هوادار)، افرادی مثل رضا صادقی با ۴۷۰ هزار و رضا یزدانی با ۳۰۰ هزار هوادار دارند. سلبریتیهای آنلاین اما  منحصر به بازار سرگرمی نیستند، شهاب مرادی با بیش از ۲۰۰ هزار هوادار خود یک سلبریتی محسوب میشود. او در موضوعی مثل حیوان آزاری، از موضع دینی نسبت به این موضوع واکنش نشان داد و توانست در فضای وب، در میان ستارگان دنیای موسیقی و هنر و سرگرمی، حرف خود را با تیراژی وسیع عرضه کند.

چنانکه در دنیای حرفهای نیاز به شغلی چون مدیر برنامه برای ستارهها پدید آمده است، در فضای مجازی هم ادمینها سعی میکنند چنین نقشی را بازی کنند اما «ادمین» های فارسی بهجز مواردی بسیار نادر، چیزی جز اپراتور بهروزرسانی صفحات این ستارگان نیستند. هنوز کسی آنقدر صفحهاش را جدی نگرفته تا بتوان برای او از استراتژی در پیشگرفته شده سخن گفت. استراتژیست شبکههای اجتماعی شغلی است که انتظار میرود در کنار سلبریتیها در سال جدید بهتدریج رخ بنماید

رکود در افزایش بازدیدکنندهها با توجه به اشباع شدن صفحهها ازنظر هوادار، میتواند منجر به اتخاذ دو رویکرد توسط این چهرهها شود. نخست کشف دنیاهای تازه، برای مثال بخشی از توجه ستارههای اشباعشده صرف حضور در تلگرام علاوه بر اینستاگرام شده است که میتواند در سالی که در پیش داریم منجر به حضور در شبکههای آنلاین دیگر و تازه آمده تر شود، از سوی دیگر ممکن است منجر به بروز اصطکاکهایی مین چهرهها بهمنظور خبرسازی بیشتر و افزایش شمار بازدیدکنندگان شود

استفاده تجاری از دسترسیهایی که تیراژ میلیونی دارند، همین حالا هم اولین جرقههایش را زده است. نقل روایتهایی از ارقام بالای قراردادها، قرار گرفتن برخی از شرکتهای تبلیغاتی مطرح در پشت نام ستارهها، همین حالا هم آغاز شده است اما میتواند شکل تازهای به خود بگیرد. برنامهریزی فعالیتهای آنلاین چهرهها توسط این آژانسها، اتفاقی است که میتواند این صفحهها را به مراکزی صرفاً اقتصادی، بخشی از یک چرخه پولساز و در اختیار سرمایه اقتصادی قرار دهد

آسیبشناسی فعالیت چهرهها در سال جاری نیازمند مطالعات موردی دقیق از نحوه تعامل آنها با مخاطبانشان، استقبالی که از هر واحد انتشار پیام آنها میشود و مقایسه تطبیقی آنها با یکدیگر است. این کار بهصورت طبیعی، بهعنوان یک نوع وزنکِشی میان خود آنها در حال صورت گرفتن است و به مراحل نهایی خود نزدیک خواهد شد

تولید محتوای رقابتی برای صفحات سلبریتیها، ایجاد برنامههای تلویزیونی برای رقابت آنها، طوری که در استندآپ کمدیها یا لباهنگهای خندوانه، برنامهای که از شبکه نسیم پخش میشود دیدیم در سال ۹۵ میتوانند خود منجر به جلب اعتماد مخاطبان به برنامه شوند و رسانههای تصویری از این باب میتوانند نقشآفرینی داشته باشند.

از طرف دیگر، خلاصه کردن تمام فضا به سود سلبریتیها چندان منطقی نیست. آنتیسلبریتیها نیز همزمان با گسترش و محبوبیت سلبریتیها، خود راهی جدا میروند. صفحاتی که مختص انتقاد از این سلبریتیها یا هوادارانشان هستند، خود میتوانند نقش دوگانه محبوبیتزداییمحبوبیتزایی برای آن شخص یا اشخاص داشته باشند. سال ۹۵ علاوه بر اینکه سال گسترش این پدیدههاست میتواند زمانی باشد برای افزایش ضدسلبریتیها.

نتیجهگیری:

سلبریتیها از طریق شبکههای اجتماعی در حال هواداریابی، افزایش نقش خود در زندگی هوادارانشان و استفاده شخصی از آن موقعیت هستند. برخی از آنها همچنان میتوانند به نفع عمومی یا گسترش اخلاق کمک کنند اما درعینحال، با اشباع این فضا از ستاره بازی، چهرههای نوظهوری به این بازی وارد میشوند که علاوه بر رونق هر چه بیشتر به این فضا، ممکن است رشد آن را برای سلبریتیهای پیشین آهستهتر کند. این موضوع میتواند منجر به ایجاد حرفهای به نام مدیر برنامه آنلاین یا استراتژیستهای فضای اینترنت بهعنوان کمک به این سلبریتیها شود و یا توسط شرکتهای تبلیغاتی بزرگ بلعیده شوند. از طرف دیگر، فرصتی طلایی برای رسانههای بزرگتر مانند تلویزیون فراهم میآید تا از این فضا به سود اعتمادسازی استفاده کنند. علاوه بر همه اینها فضایی از تقابل با سلبریتیها در پیش خواهد بود که اگرنه بهاندازه هواداری دارای گستردگی خواهد بود، اما میتواند خود باعث شود سلبریتیها مشهورتر و محبوبتر شوند یا آنکه از میزان مقبولیت آنها بکاهد.

منابع:

هنر شفاف اندیشیدن، رولف دوبلی، ترجمه عادل فردوسیپور، بهزاد توکلی، علی شهروز، نشر چشمه

http://www.cheshmeh.ir/book/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%B4%D9%81%D8%A7%D9%81-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D9%86/

جامعهشناسی سلیقه، یوکا گرونو، ترجمه مسعود کیانپور، نشر مرکز

Ethics of Celebrities and Their Increasing Influence in 21st Century Society, Journal of Business Ethics,  Chong Ju Choi, Ron Berger, 2010

https://www.idc.ac.il/publications/files/530.pdf

Celebrity Power and Its Influence on Global Consumer Behaviour, Euromonitor International,

http://www.euromonitor.com/celebrity-power-and-its-influence-on-global-consumer-behaviour/report

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *