کی‌کلاب در تهران قدیم، مجلل‌ترین دیسکوی تهران

جوانان در دیسکو کی‌کلاب

هم خواهرشوهر بازی، هم حمایت از هنر ایران

یک ماجرای جذاب از درگیری‌های درباری، بر سر یک کلاب مشهور تهران که هر کسی را به آن راه نمی‌دادند، باعث شد تا هم پای شاه و فرح، هم اشرف خواهر شاه، هم رئیس شهربانی و نقاش و آهنگسازان مشهور هم به اون باز بشه و کسی رو قربانی کنه که حتی کشتار مدرسه فیضیه قم هم نتونسته بود مهارش کنه.

برای شناخت این برگ از تاریخ، نیاز داریم به شمال تهران بریم. خیابان دربند. در مجاورت کاخ سعدآباد. دیسکوی کی‌کلاب!

یکی از مجلل‌ترین دیسکوهای ایران پیش از انقلاب اسلامی، کی‌کلاب بود.

شاید کمتر اسمش را شنیده باشید، بیشتر درباره کوچینی و فرهاد مهراد شنیده باشید یا شومینه، جایی که باز شدن پای بیژن، شوهر هایده به اونجا همانا و طلاق آن‌ها هم همان!

کی‌کلاب در میان دیسکوتک‌ها مشهور و معتبر دیگری مثل کوچینی، شومینه و لابوهم، هم سرتر به نظر نظر می‌رسید.

نیمه دوم دهه ۴۰، جایی در خیابان دربند، سر نبش، که این روزها رستوران لوشاتو جای آن به سرویس‌دهی کباب اردک مشغول شده، توسط خانم سیف از نزدیکان اشرف پهلوی، خواهر دوقلو و جاه‌طلب محمدرضا شاه پهلوی تاسیس شد و محل گردهم‌آیی ریچ‌کیدزهای آن دوران، هنرمندان مشهور و نزدیکان دربار بود و خلاصه این‌که هر کسی را به آن راهی نبود. درست نبش خیابان سادات.

هنرمندان، همجنسگرایان طبقه اشراف، هیپی‌ها، نیروهای دولتی، پولدارها وهمه اون‌هایی که بعدها معروف شدند به «طاغوتی»ها، یک پایشان کی‌کلاب بود.

در روایات شاهدان این کاباره دو طبقه کی‌کلاب آمده که بهروز وثوقی هم به همراه تیمسار صمدیان‌پور، رفت و آمد داشتند.

در سال ۴۹ یک اتفاق عجیب، باعث تغییرات سیاسی هم شد و حتی رئیس پلیس کل ایران قربانی آن شد.

ماجرا این است که دستور رسیده بود که جلوی هیپی گری گرفته شود. شهربانی هم به چند مکان که ظاهرا محل تجمع هنرمندان و همجنسگرایان بود حمله کرد و سر چند نفر از جوانها را که موی بلند داشتند تراشیدند. اتفاقا در این ماجرا سر چند تن از فرهنگیان نزدیک دربار، از جمله فرشید مشکات موسیقی‌دان و حسین زنده‌رودی نقاش را نیز تراشیدند که این باعث خشم فرح پهلوی شد. چند روز پس از این واقع سپهبد مبصر از سمت خود عزل شد!

سپهبد مبصر همون کسی بود که به عنوان مدافع تیراندازی به فیضیه قم در سال ؟؟‌شناخته می‌شد.

اسدالله علم که اون روزها، نخست وزیر بود، روز ۶ مهرماه ۴۹ در خاطراتش مینویسد

من شرفیاب شدم . شهبانو با شاهنشاه به وسیله تلفن صحبت میفرمودند و من گوش میکردم ، یعنی اجازه دادند گوش کنم . موضوع این است که پریشب مامورین پلیس به یک کاباره که مظنون به فروختن هرویین است ریخته اند و آن جا را بسته اند.

بسیار کار خوبی کرده اند . به خصوص که چون صاحب این کلوب یکی از کلفت های سابق والاحضرت شاهدخت اشرف است، مردم هزار جور حرف مفت میزدند.

گویاشاهنشاه اظهار رضایت از این امر فرموده اند ، رئیس شهربانی هم تشویق شدهکه مرکز هیپی ها را بسته .

بعد در خیابان ریخته اند و هر کس موی بلندی در سر داشته گرفته و سرش را تراشیده اند . منجمله

چند تن استاد دانشگاه و آرتیست و نقاش و غیره .

شاهنشاه از من پرسیدند . عرض کردم متاسفانه درست است و من هم همین الان میخواستم این خبر را عرض کنم .

شاه فوق العاده برآشفته شدند فرمودند یک اعلامیه سخت بر علیه این کار صادر کن بعد هم رئیس شهربانی را از کار برکنار کن” . همین کار را کردم. گویا در بین مردم خیلی حسن اثر داشته، تا امشب چندین تلفن تبریک به من رسیده است .

کیکلاب، اگر جای خوبی برای مردم معمولی نبود، اگر به عنوان پاتوق هیپی‌ها در تهران مطرح شده بود، اگر هروئین توی آن توزیع می‌شد یا نه، اما صفحه‌ای مهم از تاریخ سبک زندگی ایران است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *