وقتی جمال خاشقچی و بثینه 7 ساله قربانی می شوند

به گزارش افکارنیوز،

  محمد بن سلمان  ولیعهد جوان  پادشاه سعودی سکان سیاست عربستان را  از چهار سال پیش به دست گرفته است و تقریبا تمام امور ریاض را  درهر دو  حوزه داخلی و خارجی کنترل و مدیریت می کند. این سیاست مدار جوان در ابتدای امر  با نشان دادن در باغ سبز اصلاحات، پا به میدان قدرت گذاشت و  تلاش کرد پسر عموهای خود را به حاشیه بازی های سیاسی براند.در همین راستا مهم ترین اقدامی که محمد بن سلمان انجام داد ،تنظیم و تدوین سندی تحت عنوان 2030 بود که در آن برنامه هایی برای ایجاد اصلاحات و رفرم در عربستان در نظر گرفته شده بود، به طوری که  با مطرح کردن این سند در قامت یک منجی اصلاح طلب ظاهر شد و ادعا کرد می خواهد از عربستان یک کشور توسعه یافته،مدرن و لیبرال بسازد. این موضوع باعث شد عده ای به قدرت رسیدن این شاهزاده جوان  را آغاز عصری جدید در خاندان سعودی بدانند که با دوره‌های گذشته کاملا متفاوت است.

قرار بر این بود که   بر اساس  اصلاحات 2030،ساختار اقتصادی و به تبع آن وضعیت اجتماعی و سیاسی ریاض را تا حد زیادی تغییر کند تا جایی که خاورمیانه‌ای ها  شاهد کشور توسعه یافته و مدرن در جمع خود باشند!! اما افسوس که همه چیز آن طور که بن سلمان جوان مد نظر داشت پیش نرفت و در نهایت ماحصل بلند پروازی‌های  این شاهزاده جوان به کشتار صدهزار نفری یمنی‌ها و  قتل یک خبرنگار افشاگر  با سابقه به نام جمال خاشقچی منتهی شد.اگر با دقت به اصلاحات در پیش گرفته شد از سوی فرزند سعودی نگاه کنیم خواهیم دید که  این اصلاحات شاهزاده جوان از همان ابتدا از یک ضعف جدی رنج می برد به طوری که نداشتن  زمینه مناسب اجتماعی و سیاسی  سرآغازی برای شروع تنش های داخلی  ریاض  به حساب می آمد؛ زیرا  در هیچ کجای تاریخ ملت‌ها و دولت‌ها، نیامده که اصلاحات اقتصادی بدون وجود زیرساخت های مناسب سیاسی و توسعه درست در این حوزه به نتیجه ای مطلوب برسد. 

چشم انداز 2030،ابتکار بن سلمان  اصلاح طلب برای ریاض

طبق  سند2030 شاهزاده جوان،عربستان قصد دارد تا حد زیادی وابستگی به نفت را کاهش داده و با ایجاد ساختار‌های اقتصادی جدید، تنوع اساسی در درآمد‌های خود از مسیر توریسم و تحول در بخش‌های آموزش، سلامت، زیر ساخت و خدمات ایجاد کند. بخشی از این طرح مربوط به تقویت فعالیت‌های اقتصادی و سرمایه گذاری، افزایش میزان صنایع غیر وابسته به نفت، افزایش حجم تجارت میان عربستان با سایر کشور‌هاست و  افزایش سرمایه گذاری دولت بر روی ساخت سلاح و مهمات بخش اعظمی از تمرکز  این سند را به خود اختصاص داده است. جزئیات  طرح 2030برای اولین بار در ۱۵ آوریل سال ۲۰۱۶ اعلام شد و محمد بن سلمان که در آن زمان جانشین ولیعهد و وزیر دفاع بود با اعلام این جزئیات، بیان کرد که این طرح شامل ۸۰ پروژه با هزینه‌ای بالغ بر ۳.۷ میلیارد دلار و همچنین بودجه اجرایی نزدیک به ۲۰ میلیارد دلار خواهد بود. برخی اهداف مهم تعیین شده در  این سند را می توان چنین  برشمرد؛ رهایی از وابستگی به نفت، اجرای سیستم گرین کارت،۳۰ میلیون زائر حج در سال، تقویت و حضور در حوزه صنعت نظامی، برنامه جامع مبارزه با فساد.

موارد بالا نشان می دهد که ولیعهد جوان خیز بلندی برای ایجاد رفرم در عربستان برداشته ، اما رویا های او با نقص جدی مواجه است، بی اطلاع و کم توجهی نسبت به  علائم حیاتی کشورش! او به دنبال  تزیین دیوار های یک مخروبه است که هیچ ستون و پایه مستحکمی ندارد، شاهزداه سعودی در حالی به دنبال توسعه اقتصادی  سرزمین پدر بزرگش  است که  مردم کشورش هنوز صندوق انتخابات را از نزدیک ندیده است  و در حالی پسر عموهای خود را به دلیل  فساد اقتصادی قلع و قم می کند که خود پرورش یافته چنین سیستمی است،همچنین این کشور در بعد اقتصادی فاقد هر گونه زیر ساخت  و صنعت بومی است، بنابراین در پیش گرفتن این اصلاحات در فضای نامطلوب و بدون پیش زمینه درست نتیجه ای جز بی ثباتی به بار نمی آورد، زیرا کارشناسان بر این نکته تاکید دارند که توسعه سیاسی بر توسعه اقتصادی مقدم است،آنها مدعی هستند، توسعه سیاسی و گام اول آن یعنی مردم‌سالاری در جامعه می‌تواند منتهی به ایجاد ابزار نظارتی قدرتمندی بر توسعه اقتصادی گردد و آن را در مدار صحیح حفظ کند.چنانچه  نهادهای حکومتی نظارت مستمر مردم و نهادهای  منتخب آنها را احساس نکنند، از قدرت خود به منظور جذب هرچه بیشتر ثروت در جهت منافع فردی، گروهی و سیاسی گام برداشته و منافع اقتصادی جامعه را فدای منافع خود می سازند.

پیامد های ثبات زدای  اصلاحات 2030 در عربستان 

 «بروس ریدل»، از مدیران و تحلیلگران برجسته اندیشکده آمریکایی بروکینگز و عضو سابق سازمان سیا در مطلبی در پایگاه آمریکایی «المانتیور» نوشته است: عربستان در بی ثبات ترین دوره خود در پنجاه سال اخیر قرار گرفته است و هر روز نیز بر دامنه این بی ثباتی که بیش از هر چیز، ناشی از اقدامات و سیاست های بن سلمان است، افزوده می شود.همچنین بر طبق گزارش مرکزمطالعات امنیت داخلی “رژیم صهیونیستی “، ناکامی بن سلمان در اجرای برنامه اقتصادی، اجتماعی موسوم به چشم انداز 2030 و ناتوانی او در مهار خشم خاندان حاکم به دلیل اقدامات تندروانه همگی موجب از بین رفتن ثبات نظام حاکم این کشور خواهد شد،تا جاییکه “عاموس یدلین” مدیر این مرکز و “یوئیل ژونسکی” مدیر واحد مطالعات خلیج فارس  این اندیشکده  در گزارش خود تاکید کرده اند، آنچه ثبات نظام حاکم در عربستان را بیش از پیش در معرض تهدید قرار می دهد، نشانه های شکست بن سلمان در سطح داخلی به اضافه ناکامی در نهایی کردن جنگ در یمن است که عمق خاک عربستان را در معرض تهدید قرار داده است.

 با توجه به اذعان رسانه ها و کارشناسان نسبت به بی ثباتی داخلی عربستان در پی اجرایی کردن توسعه و اصلاحات  اقتصادی بدون بنیان، می توان مهم ترین آثار این اصلاحات  را چنین برشمرد:

**تشدید تنش داخلی در خاندان سعودی و تسریع روند زوال پادشاهی:فرزند ملک سلمان با اصلاحات چشم انداز 2030،در وهله نخست پسر عموهایش را نسبت به اهداف و عملکرد خود  حساس کرد به طوری  که   زندانی کردن آنها به بهانه مبارزه با فساد و خیز برداشتن برای نشستن  بر تخت پادشاهی، خاندان سعودی را با یک شکاف جدی مواجه کرد.بنابراین دو گانه به وجود آمده و قطبی شدن هر چه بیشتر قدرت در بین فرزندان سعودی زوال و تجزیه نظام پادشاهی را  در عربستان تسریع می بخشد،زیرا جنگ قدرت در نهایت  باید یک پیروز داشته باشد!

**پایین آمدن آستانه تحمل جامعه و شکل گیری جنبش های اجتماعی: اصلاحات در پیش گرفته شده از سوی محمد بن سلمان روزنه‌هایی  را  در جامعه بسته عربستان باز خواهد کرد که همین مسئله سرآغازی برای مطالبات گسترده و شروعی برای جنبش های اجتماعی خواهد بود به دلیل اینکه جامعه سنتی  عربستان از تضاد طبقاتی شدیدی رنج می بردو هر گونه اهمال  در حفظ این فضای بسته جرقه ای برای آتشی گسترده خواهد بود. آزادی به زنان و روشنفکری های متظاهرانه در حوزه های مختلف بار سنگینی را بر اندام نحیف جامعه مدنی عربستان تحمیل می کند. 

**وابستگی بیش اندازه به کشورهای غربی به خصوص آمریکا:یکی از برنامه هایی که بن سلمان در چشم انداز 2030 مورد تاکید قرار داده است سرمایه گذاری بر حوزه نظامی و دفاعی است از آنجاییکه زیرساخت بومی برای تولید و تجهیز چنین فناوری در خود عربستان وجود ندارد فرزند ملک سلمان مجبور به واردات چنین تسلیحاتی در ابعادعظیم از کشورهای غربی است.در این میان آمریکا در سیبل هدف برای خریداری تسلیحات نظامی قرار دارد. از سوی دیگر ولیعهد سعودی  برای  راه اندازی فعالیت های اقتصادی و تولیدی به خصوص در بخش تروریسم ملزم به انعقاد قراردادهای گسترده مالی با شرکتهای غربی است تا پروژه های در نظر گرفته شده را اجرایی کند این موارد نشان می دهد که عربستان با در پیش گرفتن اصلاحات راه وابستگی بیش از پیش خود را به کشورهای غربی به خصوص آمریکا هموار می کند و بدین ترتیب ریاض در دو بخش حساس امنیتی و اقتصادی استقلال خود را از دست خواهد داد. 

**افزایش نا امنی عربستان با دپوی تسلیحات خارجی:خریداری و  انبار  تسلیحات نظامی در ریاض از عربستان  تصویر یک کشور مهاجم را  ترسیم می کند که این امر نا امنی  را  برای سعودی ها در پی دارد.زیرا سایر کشورهای منطقه را نسبت به تحرکات ریاض   حساس می کند  و در عین حال به لحاظ داخلی نیز انبار این حجم از تسلیحات می تواند زمینه ساز نا امنی ها داخلی نیز بشود زیرا ریاض دارای یک حکومت دیکتاتوری است که هر لحظه ممکن است برای حفظ پایه های قدرتش از آنها در راستای حفظ پایه های حکومت  استفاده کند،با توجه به همین مسئله  برخی کارشناسان مدعی هستند، بن سلمان با هدف  جلوگیری از چنین اتفاقی جنگ یمن را آغاز کرده است تا بار این نا امنی را به خارج از عربستان منتقل و  خانه بثینه دختر هفت ساله یمنی را بر سرش خراب کند.

وقتی بثینه و خاشقجی قربانی می شوند

جنگ وحشتناک و نامتقارن علیه  مردم یمن در کنار  قتل مرموز یک خبرنگار در کنسولگری  عربستان در ترکیه، نشان می دهد که خانه از پای بست ویران است و  اصلاحات عجولانه فرزند ملک سلمان  در آینده نه چندان دور قربانی بیشتری خواهد داشت.این امر بدین دلیل است که ولیعهد سعودی کاخ لرزان توسعه اقتصادی  خود را بر ستون های ضعیف توسعه سیاسی بنا کرده است. کشتار یمنی ها با هدف قدرت نمایی و ایجاد فضای ژئوپلتیک برای ریاض در حالی در دستور کار محمد بن سلمان قرار گرفته است که به قول  دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا  اگر حمایت کاخ سفید نباشد آل سعود در یک هفته سقوط می کند.همچنین سرکوب و ایجاد فضای خفقان آور علیه منتقدان رژیم سهودی  در حالی به شدت از سوی ریاض  پیگیری می شود که عربستان دنبال تبدیل شدن به یک کشور لیبرال است. قتل جمال خاشقجی خبرنگار تبعیدی به  واشنگتن، نمود عقب ماندگی  سیاسی در ریاض است این خبرنگار نگون بخت که به  شکل مرموزی سفری بی بازگشت به کنسولگری ریاض در استانبول داشته‌است، از منتقدان میانه رو حکومت آل سعود و فعالیت های بن سلمان به خصوص در جنگ یمن بود  و بارها از تریبون  خبرگزاری های مهم و مطرح جهان تیز تند انتقاداتش را به طرف کاخ  نشینان سعودی  گرفته بود که در نهایت  این انتقادات  برای شاهزاد جوان  به حدی گران تمام شد که  به گفته شبکه الجزیره خبرنگار بی گناه تنها در هفت دقیقه جان به جان آفرین تسلیم کرده است در اینجاست که می توان گفت  اصلاحات تصنعی و ظاهری دردی را دوا نمی کند.

خاشقجی و بثینه هفت ساله یمنی  قربانیان اصلی اصلاحات بن سلمان هستند؛ زیرا اصلاحات در پیش گرفته شده در عربستان سعودی نه تنها قرار نیست از ریاض یک کشور  توسعه یافته  و با ثبات بسازد، بلکه به نظر می رسد یک صدام،محمدرضا پهلوی و معمر قذافی دیگر در حال ظهور  است  و  تاریخ تکرار می شود.ریاض  با غرور و جسارت  بن سلمان  وارد یک بازی خطرناک  امنیتی شده است چراکه  عربستان سعودی در حالی سیاست همراهی و وابستگی با آمریکا را در پیش گرفته  که در منطقه ادعای بازی در زمین قدرت را دارد و همین موضوع به ظاهر کلیشه ای می تواند یک فاجعه امنیتی برای ریاض رقم بزند؛همچنین در بعد اقتصادی نیز هر گونه  تنش در عرصه جهانی و تغییر رویکردها تمام ظاهرسازی ها  در خاک عربستان را از بین می برد چراکه سرمایه به مناطق و کشورهای مصون  و امن گرایش دارد در حالیکه عربستان همواره در تلاطم  های سیاسی داخلی و خارجی به سر می برد. قتل خبرنگار منتقد و آوار شدن خانه دختر بچه هفت ساله یمنی بر سرش همگی از عواقب اصلاحات بی بنیان سعودی است چراکه ولیعهد تازه کار راه صد ساله را یک شبه می خواهد طی کند.