ناگفته‌های هایده، خواننده، از زندگی مشترک و علت جدایی‌شان

من در زندگی عادت نکرده‌ام که زیر بار کلمه «باید» بروم. و خیلی هم لجبازم و نمی‌توانستم بیژن را تحمل کنم. شوهرم شب‌ها از غیبت من سوء استفاده می‌کرد و برای رقص و تفریح به «شومینه»‌ و «لابوهم» می‌رفت!

در آخرین لحظه ای که هفتهپیش، مجله جوانان زیر چاپ بود با خبر شدیم هایده و همسرش در آستانه جدائی هستند و به دادگاه حمایت خانواده مراجعه کرده‌اند.

عکس عروسی هایده و بیژن مراد،‌ آرشیو پندار
عکس عروسی هایده و بیژن مراد

 

متاسفانه با وجود این‌که خبر مذکور از هر جهت حائز اهمیت بود بعلت ضیق وقت نتوانستیم آن را به چاپ برسانیم و ناگزیر خبر و گفتگوی کامل خود را با هایده به این شماره اختصاص دادیم و یادآور می‌شویم که این اولین اظهار نظر هایده درباره علت جدائی است که در مطبوعات چاپ می‌شود.

اصولا زمانیکه خبر ازدواج هایده و بیژن مراد منتشر شد همه علاقمندان و خوانندگان مجله این خبر را با شگفتی تلقی کردند و از یکدیگر می‌پرسیدند چطور ممکن است چنین وصلتی صورت گرفته باشد.

تعجب مردم از این‌جا سرچشمه گرفته بود که معتند بودند بین هایده و همسرش هیچگونه تناسبی از نظر سنی و اجتماعی برقرای نیست و عده‌ای این‌گونه ازدواج‌ها را ناپایدار تلقی می‌کردند.

به هر حال پس از گذشت سه ماه حرف‌های این عده به اثبات رسید و خبر جدایی آن‌ها نشان داد که مخالفین این نوع ازدواج‌ها چندان هم بی‌اطلاع نبوده‌اند.

گفتگو با هایده

هایده را به حرف می‌کشیم و از او می‌پرسیم آیا درست است که شما و بیژن مراد از هم جدا شده‌اید؟

هایده: بله. این خبر صحت دارد و ما بخاطر این‌که در مورد بچه‌دار شدن توافق نداشتیم ترجیح دادیم از هم جدا شویم.

یعنی چی؟

هایده: یعنی این‌که من دلم نمی‌خواست بچه‌دار بشم ولی بیژن مایل بود هر چه زودتر صاحب بچه بشود.

مگر قبل از ازدواج در این مورد حرفی نزده بودید؟

هایده: چرا قصد داشتم یک سال اول را صاحب بچه نشویم ولی بعدا ترجیح دادم بهرنحوی ممکن است از بچه‌دار شدن جلوگیری کنم.

یعنی قبول کنم همین مسئله باعث جدایی شما شده؟

هایده: البته این یک موردش بود. از نظر افکار هم بیژن خیلی بچه بود. او خیلی دلش می‌خواست حرف خود را ثابت کند و به‌هیچ‌وجه اهل منطق نبود. او همیشه می‌گفت این کار باید بشه درحالیکه من از کلمه باید خوشم نمی‌آید و دوست ندارم زیر بار حرف کسی باشم که تحکم گوش کنم.

آیا فکر نمی‌کنید سن و سال شما و بیژن هم در این جدائی نقش داشته و اصولا عقیده‌تان درمورد سن ازدواج چیست، این درسته که زن و مردی که با هم ازدواج می‌کنند باید سن یکدیگر را داشته باشند؟

هایده: من عقیده‌دارم مرد باید پنج الی ده سال از زن بزرگتر باشه و تجربه و درک بیشتری نسبت به مسائل زندگی داشته باشد در حالی که مرد کوچک‌تر یا همسن بایستی از طرف زن تر و خشک بشود.

پس چطور شد سرکار با علم به این مسائل با کسی ازدواج کردید که همسن خودتان بود؟

هایده: من بیژن را حدود شش سال بود که می‌شناختم و در این مدت فکر می‌کردم اون مردیست که بزرگتر از سن و سال خودش فکر می‌کنه ولی ظرف سه‌ماه زندگی مشترک متوجه شدم خیلی بچه بار آمده و به‌هیچ‌وجه احساس مسئولیت ندارد.

اصولا زن و مرد پس از این‌که متعلق به یکدیگر شدند بیشتر همدیگر را می‌شناسند و دست‌هایی که در دوران آشنایی و نامزدی رو نمی‌شده خودشان را بهتر نشان می‌دهند.

بیژن به خودش متکی نبود و زندگی دوران تجرد را ترجیح می‌داد.

ظرف این سه ماه چه مسائلی پیش می‌آمد که با یکدیگر اختلاف پیدا کنید؟

هایده: ببینید، بعضی شب‌ها من دعوت‌هایی داشتم به بیژن می‌گفتم امشب فلانجا مهمونم، اون جواب می‌داد من که دعوت ندارم و بیام چیکار، در خانه می‌ماند و بعدا اطلاع پیدا می‌کردم که به «شومینه» یا «لابوهم» رفته. اعتراض می‌کردم و می‌گفتم تو دیگه مردی تنها و مجرد نیستی. همه می‌دونند شوهر منی و از نظر افکار عمومی خوب نیست به این نقاط بروی. چرا که خوب می‌دونم در دانستینگ نمی‌شود به‌تنهایی قدم گذاشت و باید با دختری همراه بود.

شنیدم شما قبل از ازدواج قرار گذاشته بودید هر وقت خواستید جدا بشوید، از مهریه خود چشم بپوشید.

هایده: البته قبل از ازدواج چنین قراری نداشتیم ولی در حال حاضر خیلی دوستانه با هم حرف زدیم و من هم دیناری از او مهریه نخواهم گرفت چرا که به این پول‌ها احتیاجی ندارم و دویست هزار تومان در زندگی من تاثیری نداره اون‌هم جوانی است که با زحمت پول به دست میاره چرا چنین پولی بپردازه. اصولا ازدواج ما خیلی هم عجولانه صورت گرفت و تا ساعت آخر که ما روبروی هم نشستیم همه تعجب می‌کردند.

آیا فامیل داماد با این وصلت مخالفتی نداشتند و بعدها به این جدایی دامن نزدند؟

هایده: به هیچ وجه، هیچ‌کس با ازدواج ما مخالف نبود و بعدها هم دخالتی نداشتند.

چطور شد صحبت جدایی را پیش کشیدید؟

هایده: خیلی خوب و دوستانه توافق کردیم. او از پرواز آمده بود. من هم از میهمانی. نشستیم و گفتیم ما برای هم ساخته نشده‌ایم چه بهتر که از هم جدا بشیم و خیلی دوستانه تقاضای عدم سازش دادیم.

به این ترتیب قطعا در آینده نزدیک ازدواج دیگری خواهید داشت که توافق و تناسبی در آن موجود باشد؟

هایده: در آینده به‌هیچ‌وجه ازدواج نخواهم کرد و ترجیح میدهم در کنار بچه‌ها و کار هنری خود باشم. به شما اطمینان می‌دهم شوهر دیگری انتخاب نکنم.

من لجبازم و زیر بار «باید» نمی‌روم و به‌همین جهت ترجیح می‌دهم برای همیشه زندگی کنونی را دنبال کنم.

 

مجله جوانان امروز، شماره ۳۲۵، ۲۵ دی ۱۳۵۱

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *