میزگردی با جوانان بابل درباره سر و وضع ظاهری، در کاخ مرکزی جوانان

آیا سر و وضع ظاهری یک جوان می­تواند ملاک اندیشه و تفکر و یا قضاوت مردم باشد؟

جوانان «بابل» در میزگرد خود چه خواسته­‌هایی مطرح کردند؟ انتشار سرگذشت­های آگاه کننده در مجله جوانان حتی میزان جرم و جنایت مملکت را پایین آورده است.

دوست عزیزی که خود را دانشجوی سال سوم رشته اقتصاد دانشگاه ملی ایران معرفی کرده نامه­ای نوشته و در آن نامه این سوال را مطرح کرده است که آیا سر و وضع ظاهری یک جوان می­تواند ملاک قضاوت باشد؟ آیا اگر جوان ریشش را نتراشید یا موهایش بلند بود، فاسد و ولگرد است؟

راستش مدتهاست این بحث در محافل و مجامع و مطبوعات به خصوص در مجله جوانان مطرح شده و عنوان کردن آن دیگر باعث کسالت و خستگی است. اما از نظر یک صاحب دل آگاه و فهیم، طبعاً پوست گردو چندان مهم و مطرح نیست، بلکه مغز گردو مهم است. تصور می‌کنم اگر جوانی موی بلند داشت ولی افکارش هم به موازات بلندی مو، روشن و بلند بود، هیچ وقت مورد تحقیق قرار نمی­گیرد و اگر گرفت، فقط آنی و زودگذر است. چون بی­درنگ واقعیت را با اولین جمله­ای که بر زبان می­راند برای مزاحمین خود روشن خواهد کرد.

مثالی که دوست عزیز ما آورده که تصادفاً شخصاً نیز بارها ذکر کرده­ام موی بلند «انشتین» بوده است که نه تنها مورد احترام، بلکه مایه فخر بشریت و مجامع علمی بوده است. اما نکته­ای در نامه این دوست بود که تصور می­کنم ذکر آن واجب باشد. چون متاسفانه ما در جامعه­ای زندگی می­کنیم که بعضی ها آنچه را بر خود می­پسندند، بر دیگران نمی­پسندند و این یک بیماری دردناک اجتماعی است که باید فکری بحالش کرد. این دوست نوشته است:

روز سه شنبه ۵۲/۵/۲۵ برای دیدن برنامه هنری که هر سه شنبه توسط گروه هنری کاخ مرکزی جوانان ترتیب داده می­شود، به کاخ رفته بودم، ولی متاسفانه از نظر من و خوشبختانه از نظر مسئولان کاخ، از ورود من و عده فوق‌العاده زیادی که مثل من بودند، جلوگیری کردند. به این بهانه که چرا موی شما بلند است و ریش دارید؟ در حالیکه خود مسئولان و هیأت عامل و گروه تشریفات که مسئول کنترل کارت­های ورودی بودند، همگی­شان دارای موهایی مثل آنجلا دیویس بودند.

از شما سوال می­کنم: آیا به نظر شما این عمل صحیح است؟ شما که همیشه خودتان و در مجله جوانان، بارها و بارها از ما جوانان پشتیبانی کردید، این عکس­العمل مسئولان و هیئت عامل کاخ مرکزی در مقابل قیافه ظاهری ما جوانان درست است؟ اگر زیر کاسه نیم کاسه ای نباشد، قیافه ظاهری موی و ریش بلند، باعث این نمی­گردد که ما جوانان را از یک حق مسلم اجتماعی و قانونی یعنی «آزادی» محروم گرداند.

در همین حال پشت سر ما صفحه می­گذارند جوانان ما چرا رو به فساد می­روند؟ وقتی عاملی نباشد که ما جوانان را به طرف خود جلب نماید، از ما چه توقع دارید. ساعات بیکاری خود را چگونه پر کنیم.

هنگامی که جلوی ورود ما را به یک چنین اجتماع سالم می­گیرند، آن وقت مجبوریم برای گذراندن اوقات بیکاری به مکانی برویم که صلاح نباشد.

آیا این درست است که خودشان موی بلند بگذارند و دم در بایستند و به دیگران امر و نهی کنند که چرا موی بلند می­گذارید…

خوب! این تنها یک نمونه کوچک است، ما در جامعه خود به یک نوع بیماری منفی‌بافی عجیبی دچاریم، خودمان همه نوع گناهی را مرتکب می­شویم ولی تا به یک جوان می­رسیم، شروع می­کنیم به نصیحت کردن… فلان پدر و مادر در جلوی چشم فرزندان خود سیگار می­کشند، مشروب می­خورند، و هزار عمل زشت و ناپسند مرتکب می­گردند، آن وقت ساعت­ها وقت صرف می­کنند تا درس اخلاق به فرزندان خود بیاموزند. خوب الحمدلله در اجتماع هم معلم اخلاق فراوان شده است، که خود موی بلند می­گذارند ولی به دیگران می­گویند موی بلند نگذارید… من البته به دوستان عزیزدخ جوانان ایرادی نمی‌گیرم، شاید این دوست جوان ما زیاد احساساتی شده باشد. اما حرف من حرف دل است… من این مسئله را، مثل یک بیماری در بطن جامعه نه در کاخ جوانان، بلکه در همه شئون از کانون خانواده گرفته تا اجتماع می­بینم که چگونه رطب خورده منع رطب می­کند و آرزو می­کنم مثل گذشته یک روز به خود آید و مطمئن باشد که نسل امروز، مثل نسل دیروز بدون دلیل و منطق چیزی را نمی­پذیرد.

او باید ناصح و نصیحت گوی خود را صمیمی ببیند. آن وقت باید تفاهم برقرار کند و اگر روزی ما بتوانیم این تفاهم و صمیمیت واقعی را با جوانان برقرار کنیم مطمئن باشید ریشه‌ همه این اختلافات از بیخ و بن کنده و نابود خواهد شد.

خواسته‌­های جوانان بابل در میزگرد جوانان:

به همت خبرنگار مجله جوانان در بابل میزگردی از جوانان آن شهر تشکیل شد که طی آن آقایان قاسم قسیم، موسی آقاگل­تبار، حسین غنی­زاده، سید محمدرضا مظفری، بهزاد علی­آبادیان، سیدجلال چناری، حسین خداییان، محمود قربانی، محمود پورمحمود و کامبیز سالاری مطالبی بیان داشتند و به نمایندگی از طرف جوانان شهر خود خواسته­هایی را مطرح نمودند که برای آگاهی مسئولین شهر آنها را مطرح می‌کنیم.

نداشتن تئاتر مستقل، کاخ جوانان، تفریحگاه، استخر شنا، کمبود زمین فوتبال، نداشتن مربی کارآزموده، رسیدگی به وضع سینماها و فیلم­هایی که باید نمایش داده شود.

به هر حال این جوانان مطالب زیادی داشتند که امیدواریم همین چند مورد که به طور مختصر مطرح کردم مورد توجه مسئولین امر قرار گیرد، و چون انجام خواسته­های آنان برای شهر پرجمعیت و ثروتمندی چون بابل چندان مشکلی نیست، امیدوارم روزی برسد که خواسته­هایشان عملی گردد.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme