شیراز میزبان دختران ورزشکار

رپرتاژ از منیژه دولتشاهی

شیراز میزبان دختران ورزشکار

چند انتقاد به اردوی شیراز

* دانشجویان پسر در اردوهای پراکنده و دور از هم منزل داشتند و این خود اشکالاتی برای آنها ایجاد می‌کرد.

*   بعضی از ورزشکاران شهرستانی آنقدر ضعیف بودند که معلوم شد فقط چند روز قبل از مسابقه برای شرکت خود را آماده کرده بودند.

* غذای اردو بد تهیه میشد و اکثر ورزشکاران از «مطبخ اردو» ناراضی بودند.

امسال سومین سالی بود که مراسم بازیهای دانشگاهی در یکی از شهرستانهای ایران برپا شد. این بازی در تعطیلات نوروزی انجام میگیرد و نخستین بار در سال ۱۳۴۲ در شهر تهران، سال پیش در شهر اهواز، و امسال در شهر زیبای شیراز برگزار شد.

فکر تشکیل مسابقات دانشگاهی و توسعه ورزش بین جوانان به خصوص دانشجویان، از جمله طرح‌های خوب و مترقی است. زمان برگزاری مسابقات نیز بهترین فصل و طولانیترین تعطیل رسمی است. دانشجویان فرصت دارند غیر از پرداختن به ورزش، با خصوصیات شهری که محل برگزاری مسابقات است آشنا شوند، با مردم آن شهرستان و با اخلاق و روحیات آنان آشنایی پیدا کنند، بناهای تاریخی، مناظر طبیعی، موزه ها، کارگاهها، کارخانههای صنعتی و موسسات فرهنگی یکی از شهرهای وطن خود را از نزدیک ببینند و از همه مهمتر فرصتی است که با جوانان سایر شهرستانها که در آنجا گرد آمدهاند به بحث و تبادل نظر بپردازند، مشکلات خود را با ایشان در میان بگذارند و راه چارهای اگر برای آنها یافتند به دوستان جدید خود نیز نشان دهد.

بطور کلی باید گفت فکر تشکیل مسابقات دانشگاهی در نوروز هر سال، که به قول معروف هم فال است و هم تماشا فکر پسندیده و شایستهای است. به قول یکی از مسئولین اردوی شیراز: «منظور از برگزاری این مسابقات برد و باخت نیست. بلکه جوانان در محیط مناسبی با یکدیگر آشنا می‌شوند و درس زندگی میآموزند».

سال گذشته ۴۵۰ دانشجوی دختر و پسر در این مسابقات شرکت کردند در حالی که امسال ۸۰۰ دانشجو یعنی نزدیک به دو برابر تعداد سال گذشته از شهرهای مختلف ایران به شیراز آمده بودند. این خود نشان میدهد که این برنامه و هدف اصلی آن تا چه اندازه مورد توجه دانشجویان قرار گرفته و از آن استقبال کردهاند.

امسال «زن روز» خبرنگار و عکاس مخصوص خود را برای تهیه گزارش این مسابقات به شیراز فرستاد و جریان مسابقات، عکسهای دانشجویان، نکات جالبی که در حاشیه مسابقات وجود داشت، اظهار نظر دانشجویان شهرستانهای مختلف و همچنین انتقاداتی که بر مسابقات وارد بود در اینجا به نظر خوانندگان خود میرسانند. ما امیدوارم که سال آینده، این مسابقات و بازیهای دانشگاهی باز هم با شکوه و جلال بیشتری برگزار گردد و مخصوصاً دختران دانشجو که از هر گوشه این سرزمین پهناور ایام نوروز را به یکی از شهرهای ایران میروند، رهآوردی که با خود به شهر خویش بازمیگردانند درسی از زندگی و آمادگی بیشتر برای به دست آوردن حقوق زن ایرانی باشد.

 چهارشنبه چهارم فروردین:

به سوی تخت جمشید…

همه دانشجویان صبح امروز به شیراز رسیدند. ۸۰۰ نفر دانشجوی دختر و پسر شرکت کننده در سومین دوره مسابقات قهرمانی دانشگاهها و مدارس عالی کشور در ساعت یک بعد از ظهر برای صرف ناهار در «چشمه ابوالمهدی» گرد آمدند. این محل در ۱۲۰ کیلومتری شیراز واقع است و جای بسیار مصفا و زیبایی است. بعد از صرف نهار ۲۸ اتوبوس حامل ورزشکاران عازم تخت جمشید شد.

دانشجویان در صفوف منظم در حالی که پرچم هر یک از دانشگاهها پیشاپیش آنها برده میشد در محلی که برای قهرمانان در تخت جمشید آماده کرده بودند اجتماع نمودند. بعد آقای پیرنیا استاندار فارس پس از سخنرانی کوتاه سومین دوره مسابقات را به نام شاهنشاه افتتاح کردند. آقایان دکتر شایسته، دکتر بنایی و یکی از دانشجویان سخنان کوتاهی داشتند و بعد یک برنامه بازدید از آثار تاریخی شروع شد.

 یک شب پر هیجان

ساعت شش همه به طرف شیراز حرکت کردیم. استقبال مردم شیراز از ورزشکاران گرم و صمیمانه بود.

درمحوطه استانداری شیراز آقای علم رئیس دانشگاه پهلوی دسته گل هایی به سرپرستان دانشجویان اهدا نمودند و بعد دانشجویان به محل اردوهای خود راهنمایی شدند.

امشب شب پرهیجانی برای ورزشکاران است از فردا مسابقات شروع میشود. عده ای از ورزشکاران بر سر برد و باخت تیمها مشغول شرطبندی هستند….

تا فردا…

پنج شنبه ۵ فروردین:

شروع مسابقات:

ساعت نه ونیم صبح امروز دکتر بنایی مدیرکل امور تربیتی و تربیت بدنی با همه دانشجویان در زمین شماره ۲ اداره تربیت بدنی قرار ملاقات داشت. ورزشکاران خوشحال و آماده به نظر میرسیدند. مقداری حرف زده شد. بچهها دست زدند و هورا کشیدند. به اصطلاح تعلیمات لازم به ورزشکاران داده شد. و تاکید گردید که باید مواظب اعمال و رفتار خود باشند.

ساعت جهانی مراسم نثار تاج گل بر پیکره اعلیحضرت فقید رضا شاه کبیر انجام گرفت. بعد همه برای ناهار به اردوهای خود برگشتند. دانشگاه پهلوی از دانشجویان دانشگاه تهران، دانشگاه ملی ایران و سازمان نمونه تعلیم تربیت حرفه‌ای کشور برای ناهار دعوت کرده بود.

بعد از ناهار جلسه نمایندگان تامالاختیار دانشگاه و مدارس عالی کشور در مراسم قرعهکشی رشته های مختلف ورزشی در سالن اداره تربیت بدنی شرکت کردند.

برنامه مسابقات تنظیم شد ساعت دو و نیم بعد از ظهر اولین مسابقه والیبال و پینگ پنگ دختران آغاز شد.

مسابقات در محل اردوی دبیرستان مهرآیین برگزار شد و تا ساعت شش بعد از ظهر طول کشید.

امروز در والیبال این نتایج به دست آمد:

*دانشگاه تهران با دانشگاه تبریز. برنده دانشگاه تهران.

*دانشگاه ملی با مدرسه عالی بازرگانی. برنده دانشگاه ملی.

*دانشگاه پهلوی شیراز با مدرسه عالی دختران. برنده دانشگاه پهلوی شیراز.

*دانشگاه مشهد با دانشکده ادبیات اصفهان. برنده دانشگاه مشهد.

و این نتایج هم در پینگ پنگ بدست آمد:

*دانشکده ادبیات اصفهان با دانشگاه ملی. برنده  دانشگاه ملی.

*دانشگاه گندی شاپور اهواز با دانشگاه مشهد. برنده دانشگاه مشهد.

*دانشگاه تهران با مدرسه عالی دختران. برنده دانشگاه تهران.

جمعه ششم فروردین:

…. بچه  چرا ملولی؟

امروز بازار والیبال گرم بود. مهیجترین بازیها بین تیم دانشگاه تهران با دانشگاه ملی انجام شد. تیم والیبال دانشگاه تهران که عذراملک، بازیکن تیم ملی فوتبال که جزو بازیکنان دانشگاه تهران بود به خود میبالید با شرایط خوب تیمی توانست بر تیم دانشگاه ملی غلبه کند. فریاد تماشا گران و مشوقین هر دو دسته گوش را کر میکرد. از جمله شعرهایی که تیم مخالف برای تیم دانشگاه ملی میداد یکی این بود.«دانشگاه پولی-بچه چرا ملولی!»

امروز در والیبال این نتایج به دست آمد:

*دانشگاه تبریز با مدرسه عالی بازرگانی. برنده مدرسه عالی بازرگانی.

*دانشگاه مشهد با مدرسه عالی دختران. برنده مدرسه عالی دختران.

*دانشکده ادبیات اصفهان با دانشگاه پهلوی شیراز. برنده دانشگاه شیراز.

گفته می‌شود که ورزشکاران شیرازی تمرین کافی و آمادگی بیشتری نسبت به سایر شهرستانها دارند. ببینیم چه میکنند.

ساعت سه بعد از ظهر روز مسابقات دو میدانی در استادیوم حافظیه آغاز شد.

مجلس جشن

امشب مجلس جشنی از طرف دانشجویان دانشگاه پهلوی شیراز به افتخار دانشجویان شرکت کننده در سومین دوره مسابقات قهرمانی دانشگاه‌ها و مدارس عالی کشور در دو محل باشگاه لاینز و دانشکده ادبیات برپا گردید.

برنامههای هنری جالبی از طرف دانشجویان اجرا شد.

شنبه 7 فروردین

صفآرایی

بازهم والیبال بازارش داغ بود. دانشجویان که روز جمعه عصر را استرحت داشتند فرصت کرده بودند سر و صورتی صفا دهند. امروز موها آرایش شده و  لباسها مرتب تر از دو روز گذشته بود.

قهرمانان تهرانی و شهرستانی مقابل هم صف‌آرایی می‌کردند. جنب و جوش تازهای به چشم می‌خورد یکی از مربیان برای شاگردانش دستور داده بود که خرما بخرند زیرا عقیده داشت که غذاهای اردو بقدر کافی نیروبخش نیست. بازی تا ظهر طول کشید و این نتایج بدست آمد:

*دانشگاه تهران با مدرسه عالی بازرگانی. برنده دانشگاه تهران 2 به صفر.

*مدرسه عالی دختران با دانشکده ادبیات اصفهان. برنده مدرسه عالی دختران 2 به 1.

*دانشگاه ملی با دانشگاه تبریز. برنده دانشگاه ملی 2 به 1.

*دانشگاه مشهد با دانشگاه پهلوی. برنده دانشگاه پهلوی 2 به 1.

امروزه دوره مقدماتی بازیهای والیبال پایان یافت. در نتیجه در دسته الف، تیمهای دانشگاه تهران، دانشگاه ملی، مدرسه عالی بازرگانی و دانشگاه تبریز مقام اول تا چهارم را بدست آوردند.

و در دسته ب تیمهای دانشگاه پهلوی، مدرسه عالی دختران، دانشگاه مشهد و دانشکده ادبیات اصفهان مقام اول تا چهارم را بدست آوردند.

بعد از ظهر امروز مسابقات دو 80 متر دوشیزگان دانشجو در دو دسته انجام شد و اینها برای انجام مسابقه نهایی انتخاب شدند:

دوشیزگان نوابی از تهران، اردبیلی از تهران، مفتخردشتی از دانشگاه پهلوی، فیروزابادی از دانشگاه پهلوی، علی عسگری از دانشگاه تبریز و فرخی از دانشگاه مشهد.

مسابقاتژیمناستیک دختران دانشجو که امسال برای اولین مرتبه انجام میشود، عصر امروز افتتاح شد. در پارالل، چوب موازنه و بارفیکس حرکاتی توسط دوشیزگان دانشگاههای تهران و شهرستانها انجام گرفت.

نتایج کلی مسابقات ژیمناستیک پسفردا اعلام می شود.

*دوشیزه گلنار مهتدی دانشجوی پزشکی و نفر اول در پرش ارتفاع

*خانم فرشته اسفندیاری، مربی تیم والیبال دانشگاه تهران و زیباترین مربی اردو

*دوشیزه عذرا ملک ستاره ورزش دانشگاه تهران

حاشیه بهتر از متن

برای کسانیکه به رکوردهای مسابقات ورزشی علاقه زیادی ندارند، معمولاً مطالب حاشیه مسابقات جالبتر از اصل مطلب است. من این چند مطلب را در حاشیه سومین دوره مسابقات قهرمانی شیراز یادداشت کردم.

اصفهانی ها میگفتند:

* باخت ما فقط نتیجه بدشانسی بود و بس.

* داوران امسال منصفترین داورها بودند.

*غذاهای اردو بیمزه بود.

خوابگاهها تنگ بود و جای رفت و آمد بین دو تخت وجود نداشت.

تبریزیها میگفتند:

*داوران جانب تهران را میگرفتند.

* دوشیزه طلعت شاهگلی عقیده داشت که در مسابقه دو 80 متر خطای قهرمان مشهدی را اشتباهاً بپای او نوشتهاند و او را از دور مسابقه خارج کردند.

*وسیله ایاب و ذهاب در اختیار ما نبود هرجا میرفتیم باید پول تاکسی میدادیم.

*غذای اردو نامنظم و بدمزه بود بجای ته چین استخوان پلو میدادند.

مشهدیها میگفتند:

* ورزشکاران خوب ما در مسابقه شرکت نکردند. زیرا اولیای آنها اجازه نمیدادند به تنهایی مشهد را ترک کنند.

*وضع ورزش دختران شهر ما اسفناک است نه مربی وجود دارد و نه وسیله ورزشی.

*سالن سرپوشیده دانشگاه مشهد که بنای آن نیمه کاره رها شده است در آینده نزدیکی به سلف سرویس و رستوران دانشگاه تبدیل خواهد شد.

*داوران از روی انصاف داوری نمیکردند.

*آنقدر از وضع اردو ناراضی هستیم که باید گفت:

قسم خوردم خدایا    دگر اردو نیایوم

با شوهر و بچه در اردو

توپ سفید رنگ و کوچکی زیر پایم افتاد. خم شدم که آن را بردارم. حرکت من پسر بچه کوچکی را که نزدیک من ایستاده بود به زمین انداخت. فریادش بلند شد.

برگشتم و با تعجب به او خیره شدم. خیلی کوچک بود و شاید بیش از دو سال نداشت او را از زمین بلند کردم و آرامش ساختم. بچه ساکت شد. راستی این بچه اینجا چه کار میکند؟

اصلاً کیست ار کجا آمده ؟ توی این فکر بودم که صدای مردی چرتم را پاره کرد.

-بیا بابا جون مامان بازی داره. بیا برویم توی حیاط.

با تعجب به مرد خیره شدم و به دور شدن بچه چشم دوختم. مادرش را لحظهای بعد پیدا کردم و فهمیدم که خانم نیرهنیزن دانشجوی فلسفه و علوم تربیتی دانشگاه اصفهان به اتفاق شوهرش که مربی تیم پسران است و پسر دو سالهاش در اردو شرکت کرده است. خانم نیزن سه سال است ازدواج کرده و غیر از یک پسر دو ساله، صاحب یک دختر 5 ماهه نیز هست از این خانم ورزشکار که عضو تیم پینگ پنگ دانشگاه اصفهان است پرسیدم:

-درس خواندن و شوهرداری و نگهداری دو بچه و به ورزش پرداختن را چگونه باهم انجام میدهد.

گفت:

-اساس همه کارها بر کمک و همآهنگی است. من و شوهرم این نکته را خیلی خوب درک کردهایم. مقداری از مسئولیتها به دوش من است و بسیاری از آنها به دوش او است. همه کارهایمان را با کمک یکدیگر انجام میدهیم. وقت فراغت هم بر اثر تشویق شوهرم به ورزش میپردازم. وقتی چنین باشد، و زن و شوهر اینطور فکر کنند. البته میشود چند کار را باهم انجام داد و همه را نیز در نهایت دقت انجام داد.

خانم نیزن 24 سال دارد و سه سال است که ازدواج کرده، او آرزو دارد که پسر و دخترش ورزشکار نمونهای بار بیایند.

عروس سال آینده

بین مشهدیها خانم مرضیه پیرزاده را پیدا کردم مرضیه خانم 21 سال دارد و دانشجوی سال دوم رشته زبان انگلیسی دانشگاه مشهد است. او دو سال است عقد ازدواج بسته و خیال دارد سال آینده که تحصیلاتش تمام میشود، عروسی کند و رسماً به خانه بخت رود.

او بازیکن خوبی در تیم پینگ پنگ مشهد است و خیال دارد دنبال ورزش مورد علاقه خود را تا حدود قهرمانی ادامه دهد.

یک دست و چند هندوانه

معروف است که یک دست و دو هندوانه برداشتن کار مشکلی است. کار دنیا عوض شده، این ضرب‌المثل هم مثل خیلی چیزهای دیگر کم کم معنیاش را از دست میدهد. میگویید بیایید با خانم لیلا سامیراد آشنا شوید تا صدق عرایظم روشن شود.

لیلا سامیراد 26 سال دارد و دانشجوی سال پنجم پزشکی دانشگاه مشهد است. او 5 سال پیش از مدرسه عالی پرستاری لندن فارغ التحصیل شد و چون علاقه زیادی به تحصیل پزشکی داشت در مراجعت به ایران در دانشکده پزشکی مشهد به تحصیل مشغول گشت.

او سه سال پیش ازدواج کرد اما  شوهر ایشان پس از چندی مجبور شد که برای تکمیل دوره تخصصی رهسپار آمریکا شود. لیلا خانم بالاخره سال پیش  طاقت نیاورد و برای دیدن شوهرش به آمریکا رفت.

رهآورد این سفر، کودک بسیار زیبایی است که ده ماه دارد و مریم نامیده میشود.

مریم کوچولو به اتفاق مادر ورزشکارش به اردو آمده بود. ملاحظه میفرمایید که درس خواندن و خانه-داری و بچهداری، بدون کمک شوهر حکایت یک دست و چند هندوانه برداشتن است…. و غیر ممکن هم نیست.

زن در اصفهان و شوهر در آبادان

داشتم از موضوع قهرمانان شوهردار اردو فارغ می شدم که دختر شیطانی نشانی خانم اقدس سیدین را به من داد.

خانم سیدین دانشجوی سال سوم رشته فلسفه وعلوم تربیتی دانشکده ادبیات اصفهان است.

او سه سال است که عقد ازدواج بسته است و ضمن درس خواندن و خانهداری یاد گرفتن آموزگاری هم میکند. جالب اینجاست که شوهر خانم سیدین آبادانی است و به واسطه کارش در این شهر اقامت دارد. و تنها تعطیلات را پیش همسر آیندهاش میگذراند. ملاحظه میفرمایید که قلاب انداختن از اصفهان به آبادان کار زیاد سهل و سادهای نیست!

خانم سیدین عضو تیم والیبال دانشکده ادبیات اصفهان است. و خیال دارد که سال آینده عروسی کند.

دختر نمونه اردو

تصمیم گرفتن درباره این موضوع کار سهل و ساده ای نبود. هرکس را پیشنهاد میکردم عده مخالفینش بیش از موافقینش بود. تا اینکه سرانجام توانستم کسی را که میجستم پیدا کنم. اکثریت قریب به اتفاق دختران دانشجو به دوشیزه فرید احترامی دانشجوی خدمات اجتماعی رای دادند.

فریده خانم موی سیاه و خوابیده و بلندی دارد چشمهایش عسلی رنگ است و بسیار خوشپوش و خوشقامت است. حرف زدنش ملایم متین و رفتارش آمیخته با مهربانی است، به قول یکی از بچهها عنوان دختر «نمونه اردو» را به راحتی میتوان به او داد.

زیباترین مربی

از بچههای ورزشکار خواستم که یکی از مربیان خودشان را به عنوان زیباترین مربی به من معرفی کنند. همه تیم‌ها سرباز زدند، غیر از تیم دانشگاه. اما مسئله اینجا بود که بچهها نمیتوانستند تصمیم بگیرند به اصطلاح دیگر بین یک دل و دو دلبر گیر کرده بودند.

نتیجه این شد که خانم اسفندیاری و خانم ژاله سیدزاده هر دو مربیان زیبایی بودند که مورد علاقه دانشجویان بودند.

و هیچ کس حاضر نبود یکی را بر دیگری ترجیح دادند.

 

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme